مجموعة مؤلفين

223

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

ساعت پنج از دسته گذشته ، اجزا آمدند . خبر كردند حاضر شده ، نوشتند و تذكره دادند . قريب به پنجاه تومان پول تذكره خودمان و مال‌ها شد كه در ثبت هم به وصل الرسم « 1 » شده است كه پول تذكره و انعام داديم . بعد كه تذكره ها را دادند ، آمدند اسباب‌ها را هم جزئى نگارى كردند و رفتند . بعد خواهش كردند كه در منزل حكيم و حضرات رؤساى قرنطينه ، قهوه صرف شود ، رفتم آنجا ، قهوه صرف كرده . بنه حركت كرده ، اسبها را آورند ، سوار شديم ، موقع سوارى شش ساعت از دسته گذشته بود . بين راه ، آهويى [ را ] مىبردند ، آورد نزد من ، هشت هزار خريدم . دو ساعت به غروب مانده ، وارد قزل رباط شديم . و در راه هم [ باران ] مى باريد ، ولى زمين خشك بود ، علفى نداشت . به منزل رسيده ، در سراى اسماعيل منزل كرديم . شب هم مشغول حساب و روزنامه نوشتن شده . [ 25 ] بعد ، سريدار را خواسته ، آمد ، حساب او را نوشته ، قيمت كاه و جو و هيمه و نان و شمع ، همه را خودم دادم . تا ساعت چهار از شب گذشته با كاروانسرا دار مشغول صحبت و بعضى تحقيقات بودم . بعد ، شام آورده صرف نموده ، استراحت شد . راه امروز پنج فرسنگ بود . [ شكار زاغچه بجاى تيهو ] امروز كه روز دوشنبه سوم « 2 » شهر ذيقعده است ، بايد برويم به منزل شهربان ، راه شش فرسنگ است و راه گِل است . صبح زود برخاسته ، بعد از نماز و صرف چاى و رفتن بنه ، سوار شده ، به طرف شهربان آمديم . هوا هم آفتاب و گرم بود ، قدرى صدمه گِل را كشيديم و بعد به زمين خشك رسيده ، [ در ] محل تيهوى زيادى بود كه دو دانه برخاسته ، شجاع نظام تيرى انداخت نگرفت ، آمديم .

--> ( 1 ) . اصل : بوصل لرسم ( 2 ) . اصل : سيم در همه موارد